نامه حيدر رحيم پور خطاب به هاشمي شاهرودي

بخوان و بدان و باور دار که خیر در این است که مؤمنان ایمان آورند که آنچه علی -امام عدل- در برخورد با مفسدان اقتصادی می کرد بهترین است...

ریاست محترم دادگستری می فرمایند:
1) در مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی فرهنگ سازی لازم است؟! شاید منظورشان در مبارزه ریشه ای با فساد باشد، زیرا چون زمان به اجرای حدود و قصاص و تقاس رسد فرهنگ سازی بی معنی و نفس اجرای حدود فرهنگ ساز نهایی است.
2) و می فرمایند: مبارزه جدی تر باید با فرهنگی باشد که سرمایه های «خوارج» را به خارج می گریزاند و بیکاری می آفریند. در اینجا هم محرز است که نه گریز هرگونه سرمایه ای برای کشور زیانبار است و نه هر گونه بیکاری مشکل آفرین. آیا گریز سرمایه ای که ماشین سیصد میلیون تومانی تک سرنشین یا مشروبات الکلی و آلات قمار و سیگار و قرص اکس را وارد می کند و گروهی را به کارهای زیانبار وامی دارد هم برای کشور زیانبار است؟ لیکن اگر مسئول من بودم به گریزندگان سرمایه ها می گفتم چرا از اجرای عدالت می ترسید با آنکه هر سرمایه گذاری مشتاق بازار امن و عدل است مگر شمایان غولید که از بسمله می ترسید و می جستم که سرمایه ها را از کجا آورده اند که از اجرای عدالت می ترسند. از کجا آورده ای؟
3) و نماینده حضرتشان هنگامیکه از پاسخ پرسشهای طرف وامی ماند می فرمایند: در مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی باید به آسیب هائی که مفاسد را می آفرینند بپردازیم و مغرورانه می گوید که شغلشان این شده که آسیب شناسی می کنند و تا کنون 52 آسیب را شناخته اند و تا روزگار بازنشستگی آسیب های دیگری را هم خواهند شناخت و خلق خدا را سرکار می گذارند. زیرا اگر قرار باشد ریشه ای به آسیبها بپردازیم نهایتاٌ به آنجا می رسیم که مجرم اصلی شیطان است! و اهریمن، مسبب الاسباب همه آسیبها هم، رندتر از آنست که بدام افتد و مفسدان اقتصادی روی دستمان می مانند.
در هر صورت این هر سه نظریه مجمل و به یقین به آنانیکه قلبهایشان مریض است، فرصتی می دهد که برای حل مشکلات خود به متشابهات بپردازند و شایعه سازند که دادگستری جمهوری اسلامی در شرایط فعلی و با فرهنگ امروز مبارزه با مفاسد اقتصادی را صلاح نمی داند! و پس از نشر شایعات مردم خواهند گفت چرا حاکمان در ظرف 27 سال و حضرت عالی در دوران طولانی ریاست دادگستری فرهنگی را نیافریده اید که حتی مبارزه با مفاسد و مفسدان اقتصادی میسر باشد؟ لیکن مدیران کشور چین با شرایطی هزار برابر بدتر توانستند در ظرف همین مدت در کشور گیشا و تریاک، اقتصادی را بیافرینند که اکنون شرق و غرب را پریشان دارد؟ و اگر بر آن باورید که شرایط مردمی و آئینی و حکومتی ما چنین اجازه ای را نمی دهد یادآور می شوم که رشد هیچ قومی و ملتی هنوز به اینجا نرسیده که در هر لحظه ای از تاریخ، پیش از حاکمان و مفسران سیاسی گره کار و فتنه آتش افروزان را بشناسد و در کمال آرامش گره را بگشاید و فتنه را سرکوب کنند. آیا این توان ملت ما را نمی رساند که با آن همه شعار و شیهه چپ و راست و تبلیغات منحرف ساز جهانی، مردم ما در لحظه، کوچک مرد بزرگی را به امیری برگزینند، که شعارش گسترش عدالت و مبارزه با مفاسد باشد!؟
و شما محافظه کاران از فردای شهادت شهید راه عدالت امیرمؤمنان تا امروز کدام رهبری را سراغ دارید که چون خمینی و خامنه ای چنین در برابر ظلم و فساد قد علم کرده باشند و چنین خطر کنند؟ آیا کتاب امتی که ریسمان شتر حیات انسانی را در کف قصاص مینهد و می فرماید و «لکم فی القصاص حیاتٌ» یعنی «اگر قصاص نباشد حیات انسانی می میرد» راهنمایی کافی برای مبارزه با مفاسد اجتماعی و مبارزه با مفسدان اقتصادی نمی باشد؟ یا به تشییع و پیروی از مفسران بر حق قرآن به چنین چاله هایی افتاده ایم؟
بخوان و بدان و باور دار که خیر در این است که مؤمنان ایمان آورند که آنچه علی -امام عدل- در برخورد با مفسدان اقتصادی می کرد بهترین است.
به علی پیش از فرماندار منطقه خبر می رسد که نماینده او در بازار اهواز خیانتهایی کرده است و حضرتش در لحظه به فرماندار منطقه چنین مینویسد:
«همینکه نامه مرا خواندی بلافاصله ابن حرمه (نام مفسد را می برد) را از کار برکنار کن و آبرویش را ببر و او را آنگونه که هست بشناسان، نه آنگونه که باور کرده ایم و به زندانش افکند. مبادا در مجازاتش کوتاهی شود که تو هم نزد خدا خار می گردی ومن تو را هم به زشت ترین صورت از کار برکنار می کنم و خدا چنین روزی را نیاورد و چون روز پرازدحام جمعه رسید او را به بازار بیاور و بگردان تا همه او را ببینند و هرکس حقی بر او دارد مطالبه کند و حق مردم را از مالش بردار و او را در انظار مردم شلاق بزن و به زندان برگردان در زندان هم او را از دیگر زندانیان جدا دار، مبادا کسی راه پاسخ گویی به محکمه را به او بیاموزد و اگر دانستی کسی چیزی به او آموخته و او را امیدوار ساخته او را هم تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند و پس از سی روز او را از سیاه چاله بیرون آور و اگر از مردنش نمی ترسی 35 تازیانه دیگر هم بزن و حقوقش را قطع و طردش کن و به من بنویس با او چه کردی و چه کسی را نماینده ما در بازار گذاشتی و به همه جا بنویس که علی با خائنان چنین برخوردی دارد.»
آیا هیچ پیشوایی در طول تمدن بشری چنین برخورد عادلانه و خشنی را با مفسدان داشته است؟ و آیا این فرمان شیوه برخورد حاکمان مسلمان را با مفسدان اقتصادی تا بی نهایت روشن نمی سازد؟
خداوندا گردن ما را از کمند سیاست و فلسفه و حتی اصولی که فقه را توجیه می کند و بازیگر می سازد و به دلخواه خود می چرخاند رها ساز. بار الها ما را با فقه قرآن؛ به تفسیر و تعریف ائمه عدل نه القائات انتلکتوئل های حوزوی و دانشگاهی، آشنا و مهربان گردان؛ چه معتزله، صدام می آفرینند و اشاعره، طالبان.

/ 0 نظر / 4 بازدید