نامه جالب مهدي كلهر به حداد عادل

برادر ارجمند جناب آقاي دكتر حداد عادل رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
با سلام  . اين روزها مردم ما و به خصوص نسل سوم و جوان پيگير تحولات داخلي و رويدادهاي منطقه‌اي و جهاني هستند. از شروع كار مجلس هفتم و تغييرات اصولي در رويكردهاي مجلس اصولگرا در زمينه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، صنعتي، كشاورزي و... و روي كار آمدن دولت نهم جوانه‌هاي شاداب انقلاب اسلامي از زير گرد و غبار سالهاي غفلت‌زدگي و دلزدگي‌ها و دل‌مردگي‌هاي ناشي از محافظه‌كاري به جاي آرمان‌طلبي و تجمل‌گرايي به جاي رشد و تعالي، عشرت‌زدگي و دم‌غنيمتي به جاي عدالت‌گرايي سر بر آورده است و با چنان سرعتي رو به رشد و تعالي است كه درخت پاكي را مي‌ماند كه با ريشه‌اي عميق در خاك، سر بر آسمان مي‌سايد كه بندگان را در شگفتي فرو برده است. لازمه چنين رويشي ريزش علفهاي هرز، خشكيده، پوسيده و متعفني است كه به گوشه و كنار باورهاي مديريتي كشور بختك‌وار چسبيده است.
-  اين كه هيچ توسعه‌اي بدون فساد مالي امكان‌پذير نيست!
-  اين كه عدالت در جامعه فقير، توزيع فقر است
  اين كه اگر رشد اقتصادي مي‌خواهيد، ‌اول بايد عدالت را قرباني كنيد
  اين كه مغزهاي اقتصادي همان دزدهاي برتر هستند!
-  اين كه از نخورده بده به خورده كه لذتش را برده
  اين كه انقلاب ميراثي بر جاي نهاده كه ايثار، نجابت، كار، تلاش و انفاق از آن مردم و پست، مقام و بيت‌المال از آن آقازاده‌ها و مديران مادرزادي است. 
 - اين كه همه بايد مواظب باشند نكند در مورد يك فساد اقتصادي و دست‌دراز به بيت‌المال، (زبانم لال) كمي بي‌عدالتي صورت گيرد! يا خداي ناكرده، دزدي و رشوه‌گيري و رشوه‌دهي،‌ مورد بي‌مهري يا كم‌عطوفتي واقع شود! نكند دزدي در محكمه قضايي مورد سوال واقع شود! يا مثلا مورد بي‌حرمتي واقع شود و هر چه دزد بزرگتر، دزدي بزرگتر و فساد مالي بزرگتر، احترام دزد بيشتر و رأفت اسلامي در مورد او بيشتر بايد مراعات شود! مبادا كسي كه بيش از بيست سال اموال مردم را به يغما داده و برده و مثل كنه به صندلي رياست چسبيده و خود جزيي از پست و مقام شده و ديگر فرقي بين ستون فقرات او با پايه صندلي رياست نيست، حالا اگر مقامي بيايد (به جز حضرت عزراييل (ع) كه ايشان هم نمي‌آيد حتما به دستور خداوند متعال كه به آنان فرصت داده تا... و تازه اگر بيايند آنقدر آقازاده و عموزاده و... در نوبت مديريت هستند كه فرصت به ديگران نمي‌رسد) حالا اگر مقامي بيايد و بگويد، ببخشيد چند صباحي برويد آبي به سر و رويتان بزنيد و نفسي تازه كنيد، قدمي بزنيد... ببخشيد حاج آقا، دكتر،‌مهندس، استاد! كمرتان خشك نشود و....
و چه سر و صداهايي و چه داد و فريادي از همه جا و از هر جا كه چرا با آبروي مديران بازي مي‌كنيد و چرا اين قدر شتابزده تصميم مي‌گيريد، صبر كنيد. حتما 27 سال ديگر... تا نسل اندر نسل،‌ مقام و ميز و آقا و آقازاده و پست و رياست چنان در يكديگر ممزوج شوند كه با هيچ حلالي قابل حل يا تجزيه نباشند؛ چنانچه در تاريخ حكومتهاي فاسد در جهان و در جهان اسلام و در ايران بارها شاهدش بوده‌ايم و مبادمان....
برادر بزرگوار و فرهيخته جناب آقاي دكتر حداد عادل!
نه بنده بلكه اكثر مردم ما شما را به عنوان يك شخصيت فرهنگي مي‌شناسند تا سياستمدار و مقبوليت شما نيز بيشتر از اين ساحت است. امروز عرصه افكار عمومي و احساسات ملي منتظر اظهار نظر مديران و مسوولان و به خصوص نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي است. در اين سالها به خصوص پس از جنگ تحميلي بارها و بارها فرمان مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي و دست درازي به بيت‌المال كه ام‌الفساد فسادهاست از سوي بالاترين مقام كشور صادر شده است و بارها و بارها از سوي مسوولان يا ناديده و ناشنيده گرفته شده و يا مسوولان به شعارفكني و فرافكني پرداخته‌اند و شايد به خيالشان كه موج عدالت‌خواهي و عدالت‌گستري را با تدبير! از سر بگذرانند (و چه بلايي كه در اين سالها به سر معناي تدبير درنياورده‌ايم) و چند صباحي به سخنان تكراري كه «عزم ملي مي‌خواهد آقا، گر حكم شود كه مست گيرند در شهر هر آنكه هست گيرند» و « تازه خبر نداريد حاج آقا اين پرونده كه چيزي نيست، بياييد در دفتر بنده تا به شما نشان بدهم». يا «اين پوست خربزه است زير پاي شما انداخته‌اند»، يا «آقا اين كار دشمن است. مي‌خواهند جلو سرمايه‌گذاري را بگيرند». «آقا با اين اوضاع تزلزل اقتصادي، يا عدم امنيت اقتصادي، ديگر كسي سرمايه‌گذاري نمي‌كند» (يعني سرمايه‌گذاري را معادل دزدي قلمدادكردن) و «آقا الان موقع اين حرفها نيست، بگذاريد يكي دو دهه سرمايه‌گذاري شود صنعت و تجارت پا بگيرد بعد سيستم را بايد اصلاح كرد». (و باز همان قضيه مرغ، تخم مرغ و دلبر جانان من برده دل و جان من و برده دل و جان من) و از مجموع اين فرمايشات عرشي و نصايح فرشي يك توده غليظ ابهام و ترديد در اذهان عمومي ايجاد كرده‌اند تا آن عزم روشن و مصلحانه به يك ترديد و ترس عمومي تبديل شود و به تصور شياطين طراح اين فضاسازي،‌ قدرت فرمان را بشكنند و... آن را كند، كنند، غافل از اين كه مثل آنان مثل هماني است كه بر سر شاخ بن مي‌بريد.
جناب آقاي دكتر حداد عادل!
چون جنابعالي را يك شخصيت فرهنگي و انديشه‌ورز مي‌شناسيم، مايلم نظر شما را به انتظار اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران و حتي خارج از ايران به ميزان جديت نظام جمهوري اسلامي در مقابله با مفاسد مالي و اقتصادي جلب كنم. بدون ترديد دشمنان انقلاب اسلامي با تمام توان و با هر وسيله و هر ترفندي تلاش كرده و مي‌كنند تا:
۱.  مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را براي رشد و توسعه خطرناك و مخرب جلوه دهند.
۲.  مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را از اولويت بيندازند.
۳
.  مبارزه با مفاسد شكلي و صوري را به جاي مبارزه با مفاسد اخلاقي قلمداد كنند و به آن اولويت بخشند و تازه بگويند مبارزه با مفاسد اخلاقي مقدم بر مبارزه با مفاسد اقتصادي است. يعني رشوه خواري،‌ پارتي‌بازي و دزدي همه مطابق معيارهاي اخلاقي است و هيچ منافاتي با دستورات اخلاق اسلامي ندارد!!
۴.  تا آنجا كه ممكن است با حمايت كردن از مديران كم شعور، غيرخلاق و فاسد، قوانين، ‌مقررات و برنامه‌هاي ناشدني را به تصويب برسانند تا زمينه رشوه‌دهي، رشوه‌گيري و... براي اكثريت فراهم شود. به عبارت ديگر همه يا اكثريت را آلوده كنند تا خودآلوده، جرات اعتراض به مفسدان را از دست بدهد.
۵
.  درشت‌نمايي گناهان فردي و كوچك جلوه دادن يا معمولي جلوه دادن گناهان اجتماعي و عادي‌سازي دست‌درازي به بيت‌المال
۶
.
 ناشدني جلوه دادن اجراي عدالت و برگزاري نشست‌ها و سمينارها براي دورزدن عدالت و... تبليغ كنند چون بشر نمي‌تواند به عدالت آرماني دست پيدا كند پس بهتر است از اساس به سمت يك جامعه عدالت‌گريز و قدرت‌گرا برود و همان ماجراي قانون جنگل‌پذيري و بقاي اصلح يا بقاي اقوي و...
۷
.  قوانين و مقررات را براي مردم چنان پيچيده و غيرقابل درك و فهم به تصويب برسانند تا زمينه رشوه گيري، كارچاق‌كني و كار راه‌اندازي مهيا شود. (در حالي كه قوانين بايد براي مجريان پيچيده باشد تا مجري از دستكاري در مسير اجراي قانون نگران باشد ولي مردم بايد به سهولت و راحتي كارشان انجام شود.(
۸
. اگر با تمام ترفندها و توطئه‌ها باز هم موفق نشدند جلو مبارزه با مفاسد اقتصادي را بگيرند، جريان مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را زير خطاهاي كوچك و بزرگ و قصور و تقصيرهاي مبارزان با مفاسد قرار داده و به جاي تشويق، حمايت، هدايت و ارزيابي جريان مبارزه، افراد مبارز اعم از قضات،‌كارشناسان و كارآگاهان را زير سوال ببرند و آنان را از مبارزه بازدارند و به مردم بباورانند كه عطاي مبارزه را به لقايش ببخشند
۹.  و هزاران ترفند و توطئه ديگر كه نگذارند تا كشور از آلودگي‌ها پاك شود چرا كه خوب مي‌دانند هيچ كشور و تمدني بدون مبارزه جدي و پيگير با مفاسد اقتصادي و مالي به هيچ رشد و تعالي نرسيده و نخواهد رسيد.
جناب آقاي دكتر حداد عادل!
اين سخنان را براي شما گفتن «زيره به كرمان بردن» است. شما خود نهج‌البلاغه تدريس مي‌فرماييد. بهتر از بنده مي‌دانيد عدالت‌گستري و حراست از حقوق ملت و بيت‌المال به مراتب دشوارتر از حراست از ثغور مسلمانان و حفاظت از مرزهاي آبي و خاكي است. اگر حفظ و حراست از مرزهاي آبي و خاكي بدون ايثار و شهادت امكان‌پذير نيست، به طريق اولي حراست از مال و اقتصاد ملت به گذشت و فداكاري و... نيازمند است. اما آيا چون دشوار است بايد رهايش كرد؟! يا اولين وظيفه حاكمان و حكومتها به ويژه حكومتهاي الهي است كه با تمام توان حقوق مردم را تمام و كمال بي‌منت تحويل‌شان دهند. اميرالمومنين علي (ع) تا آخرين دانه‌هاي خرما و گندم مردم از بيت‌المال را تحويل‌شان نمي‌داد، به خانه نمي‌رفت.

اگر امام علي (ع) عقيل بن ابي‌طالب را با آتش مي‌آزمايد يا دختر عزيزش را كه اين روزها متعلق به آن بانوي بزرگوار است، به بريدن دست گوشزد مي‌كند كه اگر نبود كه «به تو امانت داده بودند، دستت را به حكم خدا قطع مي‌كردم» نشان از جدي بودن امر حراست از اموال بيت‌المال و مومنين و مردم دارد. متاسفانه اين روزها رسانه‌ها و دستهاي ناپيدايي در پشت رسانه‌ها، مزورانه و موذيانه فعال شده‌اند تا اميد مردم نسبت به مبارزه جدي با فسادهاي اقتصادي را متزلزل و نهايتا به ياس تبديل كنند. مبارزه با متعديان و دست درازي‌ها به بيت‌المال كه متاسفانه سالها مورد غفلت واقع شده، مبارزه‌اي به مراتب دشوارتر از مبارزه با تجاوز به مرزهاي خاكي و آبي ايران اسلامي است. مبارزه با مفاسد اقتصادي، از درون خانه‌ها با حاج خانم‌ها و آقازاده‌ها و نوه‌ها و... شروع مي‌شود. مبارزه با مفاسد اقتصادي از جنس مبارزه با نفس است و از جنس جهاد اكبر است و حاكمان بايد حقوق مردم و محرومان را تا كابين زنان پيگير باشند.
جناب آقاي دكتر حداد عادل!
قلم شما و بيان شما سالهاست از سرچشمه قرآن مجيد و نهج البلاغه و... سيراب شده است. امروز روز آزمون صداقت‌گويي و صدق‌پذيري و حق‌گرايي همه بزرگان و مسوولان است. آيا به آنچه گفته‌ايم و گفته‌ايد و گفته‌اند و نقل كرده‌ايم، ‌پايبنديم يا اگر كاري درست توسط شخصي كه فرضا از ما نيست يا با او كدورتي داريم سر بزند با تمام بهانه‌ها و ارائه دلايل كه نبايد اين طوري مي‌نوشتيد، ‌نبايد اينطوري مي‌گفتيد، نبايد اول به او گزارش مي‌داديد، نبايد رونوشت به فلان كس مي‌زديد، اول بايد حكم صادر مي‌شد،‌ بعد گزارش مي‌شد، اول بايد او...
- آيا تمام اين بهانه‌ها اصل مبارزه با مفاسد اقتصادي را زير سوال نمي‌برد؟
- آيا مديران سالم و متعهد آينده كه امروز نظاره‌گر برخورد مقامات با جريان‌هاي مبارزه با مفاسد اقتصادي هستند، پيش خودشان نمي‌گويند: «با طناب اين مسوولان بلندمرتبه وارد گود مبارزه با مفسدان اقتصادي نمي‌شود شد
- آيا جامعه‌اي كه زير ضربات اين مفاسد سالهاست به مفاسد ريز و درشت ديگري گرفتار شده، نمي‌گويد «بابا دست اينها هم در جيب آنهاست.»
-  آيا اين همه كه براي آبروي فلان مديرعامل حداقل بي‌كفايت... يا آبروي فلان رييس حداقل وامانده، يا آبروي فلان مامور عالي رتبه حداقل گيج و مات نگران هستيم، نگران آبروي اسلام،‌انقلاب اسلامي،‌دستورات صريح قرآن، ‌يا آبروي مردم رشوه‌گير زده، ‌باج گيرزده، مفت‌خور زده، آقازاده زده و حاجي زاده زده هستيم ؟! 
 چگونه است تا بحث حفظ آبرو مي‌شود، بايد به فكر آبروي خطاكاران بزرگ و دزدان بزرگ بيت‌المال باشيم ولي كسي به فكر آبروي فلان زن بيوه، يا آبروي فلان كارگر از كار افتاده يا آبروي فلان جوان بيكار نيست.
- مي‌گويند در برخورد با اشرار و قداره كش‌ها و زورگيرها و متعرضان به نواميس و اموال مردم، نيروي انتظامي به صورتي جدي وارد عمل شده كه جاي سپاس دارد و مي‌گويند براي رسواسازي بعضي از اين اشرار آفتابه به گردن آنها آويزان كرده و در همان محل و گذر آنان را گردانده است. راستي اگر قرار باشد آفتابه‌اي به گردن بعضي از اين مفسدان اقتصادي بيندازند، اندازه آن آفتابه چقدر بايد باشد؟ آيا آفتابه‌اي به وسعت جزيره انگليس كافي است؟ يا به اندازه ايالات متحده آمريكا بايد باشد؟ در كجاي اين جهان پهناور بايد آنها را گرداند؟ در منظومه شمسي؟! يا كهكشان شيري؟ يا در مزار شهداي انقلاب اسلامي ايران!
جناب آقاي دكتر حداد عادل!
اگر پس از سال‌هاي غفلت، ديوان محاسبات وارد عرصه مبارزه با مفاسد اقتصادي مي‌شود و پرونده‌هايي را دنبال نموده نبايد از او سپاسگزاري نمود؟ آيا بايد لغزش‌ها و خطاهاي فردي را چنان بزرگنمايي كرد كه اصل مبارزه را زير سوال ببر‌د؟ آيا كاري آن هم به اين پيچيدگي و به اين دشواري، يعني رهگيري و رديابي ميليارد ميليارد تومان پول بي‌زبان «هاپولي شده» و از هضم رابع گذشته، مي‌تواند بدون اشتباه و خطا انجام شود؟ و اگر نمي‌شود، خداي ناكرده بايد چنين نتيجه بگيريم كه پس مبارزه با مفاسد اقتصادي را فراموش و اصل مساله را پاك كنيم؟! يا اينكه اگر قرار است اصل مسلم ضريب خطا را در كار بپذيريم،‌خطاي آن را در راه اصلاح و صلاح جامعه كه همان مبارزه با مفاسد اقتصادي است، بپذيريم و از كليه مردم بخواهيم با دادن اطلاعاتشان ضريب خطاهاي تجسسي را كاهش دهند. جناب عالي بهتر مي‌دانيد رابطه افقي بين مديران به مراتب غليظ‌تر از رابطه‌هاي عمودي يا به تعبيري ولايي است، يعني تا انگشت تجسس يا اتهام در گوشه‌اي مي‌گذاريد، بار ترافيك تلفن‌هاي ثابت و سيار چند برابر مي

/ 60 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
( حقيقت ۴)

انسان درستی به حساب می آيند؟؟ خريد و فروش و معامله با حنايتگاران بشريت گناهش کمتر از يک روسری است ؟ اينه فاحشگان سياسی هستند که شرف -آبرو - حيثيت انسانی را به باد ميدهند. در ضمن شما در مورد جهان وطنی گفتيد اتفاقا سيوال من اين است برای ما مردم فلسطين با مردم عراق يا آفريقا هيج فرقی نمی کنند بيوند ما با انسانها بر مبنای ظلمی است که به آنها ميشود اما متاسفانه من نميدانم چرا وقتی عاشورای واقعی در عراق اتفاق افتا د هيچکس در هيچ مراسم عاشورايی اين دو را به هم ربط نداد آيا وضعيت مردم عراق يک کشور کوچک بعد از آن مصايب که از صدام کشيدند و بعد چهارسال بمب بر سرشان بود و با قدرتمندترين کشور دنيا آمريکا و انگليس بی رحمانه به آن حمله شد کمتر از جريان عاشورا است ؟ چطور است اگر ما به فکر انسانها هستيم فلسطين را می گوييم اما مردم عراق را نمی گوييم؟ فقط يک حالت وجود دارد و آن اينکه استعمار ميخواهد مجددا با تقسيم و با همکاری نوکران خودش موقعيتی برای جنگ های آينده و اختلاف بين عرب و عجم !! بياندازد و در ثانی شما خود هم چهان وطنی فکر ميکنی اگر غير از اين بود چرا مردم فلسطين را حمايت ميکنيد مگر اينکه بگويی فقط (ادامه)

حقيقت (۵)

که اميدوارم اينطور نباشد جون صهيونيزم هم بيوندش فقط بر اساس هم دين بودن است . در غير اينصورت هر بشری که به فکر مردم مظلوم در دنيا باشد جهان وطنی فکر ميکند. ما بايد ابزارهای استعمار را بخوبی بشناسيم و با آن مقابله کنيم . بنا بر هر سليقه و هر فرهنگی اينها نوع مخصوص آن را استفاده ميکنند . ما بايد هوشيار باشيم وگرنه برای آنها کاری ندارد همه را زير کيسه ميکنند و تاراج خودشان را ميبرند و امثال فايزه رفينجانی ها را توليد می کنند. آنوقت ديگر مشگل ما حل شده ؟؟؟؟ نبايد آشغالها را زير فرش کرد.

حقيقت (۶)

تا امبرياليزم است جنگ هم است . به تاريخ بشريت نگاه کنيد غير از دو حنگ برزک صدها حنگ کوجک بوجود آمده کسی باور ميکرد بعد از فاجعه ويتنام فاحعه عراق بوحود بيايد ؟ وجود امبرياليزم به ايجاد جنگ و اختلاف بستگی دارد. وقتی انبارهای اسلحه و بمب سازی بر ميشود بايد مصرف شود. صنعتی که بزرگترين سود دهی را برای حنايتکاران حنگی دارد. حنگ برای همه بد نيست برای قدرتمندان و زورگويان نعمت است . اميدوارم روزی بشود که هيج کارگری حاضر نشود بمب و اسلحه بسازد آنوقت به شعر سعدی ميرسيم که اگر هرکسی موقع ساختن اين بمب فکر کند دارد اعضای بدن خودش را قطع میکند وبعدا به سر خود و خانواده اش خواهد آمد هرگز حاضر به انجام اینکار نمیشد. باید خلع سلاح از تمام کشورهای که این سلاح های مرگباررا دارند شروع شرود راس آن امریکا و اسراییل .اگر انسانها به قدرت فکر خود بی ببرند هيچ بمبی کارزار نخواهد بود و هيجکس حاضر به استفاده از آن نخواهد بود برای همين بوسايل مختلف ميخواهند ما فکرمان را به کارنياندازيم و مشگلات راکوجک ببينيم. باميد اينکه انسانها انسان بشوند.

پريسا

سلام اقای سروش .من چندی پيش يک خبری را خواندم که غم تمام وجودم را گرفت .ان خبر مربوط به بنياد جانبازان بود و رفتاری که با جانبازان اين فداکارترين فرزندان ما که جان و سلامت و جوانی خود را برای حفظ ايران و بازگشت خرمشهر گذاشتند و حال اسير دست بنياد جانبازان شده اند که با انها بسيار بد رفتاری ميشود .يکی از انها را برای تنبيه کردن مامور جمع کردن برگ درختان در زمستان ميکنند که بينوا از سرما سينه پهلو ميکندو نه در جنگ که در خانه امن بنياد بعد از سالها زجز شهيدميشود .ديگری را به تخت مي بندند و بسياری اتفاقات ديگر . حالا امروز خبری رسيد که قرار است اجساد پنجاه و خورده ائی شهيد را بياورند و در مراسمی در بزرگداشت انها انجام دهند واز شما سئوال ميکنم بر خورد ما با اين رياکاری چه بايد باشد ايا اين عين ريا کاری نيست و دوم . من و شما چه ميتوانيم بکنيم وبايد هم بکنيم تا نگذاريم با اين عزيزان در بنياد انقدر ددمنشانه عمل نکنند . تا شايد زندگی اين فداکارترين فرزندان وطنمان را کمی قابل تحمل تر کنيم اين موضوع برای من ابدا قابل تحمل نيست . چه بايد کرد پيشنهاد شم چيست البته اگر پيشنهادی داشته باشيد به قول خودتان.ايام به کام

سروش

آقای حقيقت متاسفانه به جبهه گيری افتاده ايد و در اين حالت بحث بی معنی می شود .پس فقط قسمت يک را خواندم بقيه را نخواندم .چون انگار از منطق خارج شديد .گفته اید:( من نمی فهمم از طرفی گفته میشود اوردن و بردن انسانها دست خداست - گفته میشود بهشت و جهنم است و هزاران داستا ن دیگر اما از طرف دیگر بندگان خدا مجری میشوند) آقای حقيقت بی خود خودتان را ناراحت بمب و فقر و ظلم نکنيد بهشت و جهنم دست خداست و خدا در آن دنيا خودش جزا و پاداش می دهد طبق اين فرضيه شما صدام هم بيخود اعدام شد و ... می دانم باز هم حرفتان را می چرخانيد اما اين جمله شما معنی اش همين است و هيچ توجيهی ندارد .کسی با رنگ مشکل ندارد اما اينجا ايران است نه هند و اينجا برای اگر شکم زنی بيرون باشد اشکال شرعی و عرفی دارد همچنان که اگر گاوی در خيابان باشد اگر برايش بوق بزنی که کنار برود جرم نيست... ايام به کام

سروش

خانم پريسا در اين مدت اينقدر اخبار دروغ شنيده ام که باور مطلب شما برايم سخت است من فکر می کنم به جانبازان و خانواده شاهد ظلم شده و می شود اما نه اينکه آنها را به درخت ببندند يا اينکه به مجبور به جمع کردن برگ درخت کنند ظلم به اينها اينگونه است که مثلآ دارو برايشان تهيه نمی کنند کمکشان نمی کنند نه اينکه تنبيه يا شکنجه شان کنند اگر اين خبر موثق باشد حداقل می توانيد اعتراض اينترنتی ترتيب دهيد و آن را برای ارگانهای مختلف ارسال کنيد مخصوصآ شما که در خارج از کشور هستيد و از جانباز و شهيد حمايت می کنيد حرفتان نفوذ بيشتری دارد چون به ما می گويند تحت تاثير صدا وسيما جمهوری اسلامی قرار گرفته ايم ... ايام به کام

پريسا

سلام جناب سروش . من اين خبر را همانطور که برايتان بيان کردم در سايت مبارزين خواندم و خداوند شاهد است که چقدر گريه کردم وهمين الان هم که اين را برايتان مينويسم با چشمان اشگ الود هست نميدانم چرا بی عدالتی در دنيا زياد است ولی اين يکی بد جوری قلب مر شکسته است در ضمن ون در سايت يکی از جانبازان که متاسفانه نامش يادم رفته و سايت را هم گم کردم از زبان خود جانباز داستانهای غم انگيز زيادی خواندم که چه جانباز مغروری هم بود که چه بسرش اورده اند من نميدانم چکار ميتوانم بکنم در خارج با دوستان صحبت کنم ببينم چکار ميشود کرد تنها کاری به گمان من ميشود کرد افشا گری است که سايت مبارزين کرد .اميدوارم کاری بشود کرد گرچه شک دارم چون مسئولان از من وشما از اين مشگل شرمنده اگاهتر هستند . در ضمن شما سايت مبارزين را چگونه می بينيد ؟؟ حدانگهدارتان باد

سروش

سلام . خانم پريسا به سايت رئيس جمهور هم ايمل بزنيد بد نيست .اينم آدرس http://www.president.ir/fa ايام به کام

پريسا

سلام جناب سروش . خيلس ممنون از این که هميشه بما پاسخ ميدهيد اقای سروش من بارها خواسته ام برای اقای احمدی نژاد مطالبی را بنويسم ولی با سايت ايشان يم مشکل اساسی دارم و ان اين است که ما نميتوانيم برای ايشان با الفبای فارسی بنويسيم همين طور که برای شما مينويسم.نوشتن مطلب به زبان فارسی با الفبای لاتين اسان نيست و حتی خواندش هم درد سر دارد و شوق نوشتن را از ادم ميگيرد و ادم اصلا دوست ندارد به زبان انگليسی يا زبانهای ديگر برای رئيس جمهور خود نامه بنويسد.من از چند سايت خواهش کردم و حتی از سايت خودشان خواهش کردم که اين کار را بکنند ولی هنوز ما نميتوانيم به خط فارسی برايشان بنويسيم من واقعا از شما هموطن عزيز شرمنده هستم که هی مجبور ميشوم از شما عزيز تقاضا ذاشته باشم .اين بار هم به شما رو مياندازم و اميدوارم که من رتا پرو وسو استفاده کن مپندارید .من از شما خواهش میکنم که اگر برایتان امکان دارد ایمیل ای به ایشان بزنید و این را از طرف ما که در خارج از ایران هستیم این را از ایشان بخواهید که ما بتوانیم با ایشان در تماس باشیم که میتواند بسیار مفید باشد خیلی عجیب است که ما نتوانیم با زبان خودمان برای ایشان نامه دهیم

سروش

سلام.اول اينکه خواهش می کنم.دوم من نمی توانم به جای شما ايمیل بزنم اما اگر می خواهيد برايم ايميل بزنيد و من ايميل شما را در سايت و وبلاگ ايشان با اسم و ايميل شما کپی می کنم ...ايام به کام