حاج رضا همسنگر دکتر عباسی

در پايين مطلبی در مورد دکتر عباسی نوشته ام که مطلب از وبلاگ آزادی بيان بود به دنبال درج اين مطلب در وبلاگ آزادی بيان برخی دوستان هم مانند من به نوعی مطلب دکتر عباسی را برای اطلاع رسانی در وبلاگشان درج کردند در وبلاگ حاج رضا در قسمت نظرات بحثی در گرفته بر سر شايعات پيرامون ايشان .البته من پيشترها که شايعات در مورد مدرک و ... را می شنيدم گاهی به شک می افتادم اما بعد از شنيدن و مطالعه بيش از ۵۰ جلسه درس و سخنرانيهای ايشان در مورد عظمت شخصيت علمی و اخلاقی ايشان برای من جای هيچ شکی باقی نمانده با اين وجود کامنت های  مربوط به صحبت های حاج رضا که همسنگر ايشان بوده و از نزديک ايشان را می شناسد را درج می کنم .البته مطمئنآ عده ای همچنان به مخالفت و شکيات خود در خصوص ايشان ادامه می دهند که در مورد آنها هيچ دليل و مدرکی آنها را قانع نمی کند چون به قول دکتر شريعتی " کسی که به خواب رفته باشد با صدای کوچکی از خواب بر می خيزد اما کسی که خودش را به خواب زده باشد با فرياد هم بيدار نمی شود ".

حاج رضا :هوالمحبوب با سلام جناب آزرم بحث شخصيت پرستی نيست بحث اين است که من از شخصی دفاع می کنم که از حق و حقيقت می گويد من دکتر عباسی را از ساليانی دور می شناسم او در همان سنين کم در زمان جنگ يکی از بهترين نيروها و فردی متفکر و خيلی اهل مطالعه بود او در جائيکه هيچ کس سخنی منطقی و عدالتخواهانه در برخورد با بی عدالتی ها و انحرافات و ... نمی زد او فريادش بلند شد سخنان او همان بغض در گلوی همه رزمندگان خسته از بی عدالتيهای رايج در کشور است من يک موی گنديده امثال عباسی را به صدهها مدعی دروغين اصلاح طلبی و حتی عدالتخواهانی که اصلاح طلبی و عدالتخواهی برايشان دکانی شد تا به نان و نوايی برسند نمی دهم عباسی تنها يک رزمنده از خيل رزمندگانيست که فرياد می زند و برای همين اين همه مورد هجوم واقع می شود .اما در خصوص جناب واعظ طبسی بنده تنها يک خاطره برايتان می گويم در سالهای ۶۳ ما به اتفاق تعدادی از دوستان قاريان منتخب قرآنی از جبهه ها را برای زيارت مشهد برده بوديم بنده سمت فيلمبرداری گروه را داشتم برای اينکه اجازه بگيريم از اين رزمندگان منتخب قرآنی در حرم فيلمبرداری کنيم به دفتر جناب واعظی رفتيم برخورد تند و بسيار ... ايشان همان زمان در بين کارمندان آستان قدس زبانزد بود و همانجا ما تعدادی خودروهای بنز مدل بالا ديديم که در پارکينگهای مسقف خاک می خورد ومی گفتند اينها همه متعلق به ايشان است يعنی درست زمانيکه امام زنده بودند و ايشان به دوری از زخارف دنيا مسئولين نظام را نصيحت می کردند شما لابد قصه فرزند ايشان را هم خوانده ايد و گفته ايشان را که به کسی ربطی ندارد فرزند من چکار می کند آيا براستی اين نوع برخوردها مردم را از دين و انقلاب و اهل بيت دور نمی کند چرا که او عنوان توليت آستان قدس را يدک می کشد.اما در پاسخ به جناب نياورانی برادر عزيز بنده هم در سالهای ۶۴ که ايشان جوانی ۲۱ ساله بود ايشان را ديده ام و هم در سالهای نزديک با ايشان بارها برخورد داشته و در خيلی جاها با ايشان از نزديک به نوعی کار کرده ام و بارها بحثهای مفصل با هم داشته ايم بنده در همين جا به خدای بزرگ سوگند می خورم هرگز فحشی رکيک از ايشان نشنيده ام اما در مقابل حتی از خيلی کسانی که ادعای مسلمانی و حتی عنوان پاسداری را يدک می کشيدند و در مراکز قرآنی فعاليت می کردند به ايشان فحش شنيدم و حتی همين سخن اقای سلام را بارها از سر حسد يعنی به وضوح مشخص بود که از سر حسادت از خيلی از مدعيان مسلمانی شنيدم اما بواقع دکتر کسی نيست جز شخصی مثل من و شما فقط با اين تفاوت که از سر درد از بی عدالتی ها فرياد می زند اما در خصوص مدارک تحصيلی فقط برايتان بگويم خيلی از آقايانی که الان دارای مدارک دکترا و فوق ليسانس هستند پايان نامه هايشان با کمک مستقيم ايشان نوشته شده هنوز يادتان نبايد رفته باشد هنگام هجوم امريکا به عراق هنگامی که بازار تحليل در صداسيما گرم بود تنها شخصی که قوی ترين تحليلها را از حمله امريکا می کرد در مقابل دهها دکتر و سردار و امير تنها همين دکتر عباسی بود با همه اينها او خود را تنها يک رزمنده اين انقلاب و رهبری می داند و اگر مبارزه با بی عدالتيها و فراموش کردن رزمندگان و مبارزه با کاخ نشينان مدعی پيروی از امام و مبارزه با توطئه های سازمانهای جاسوسی دنيا تشويش اذهان عمومی است بله او و امثال او تشويش اذهان عمومی می کنند و بنده افتخار می کنم از او حمايت می کنم. 

/ 0 نظر / 6 بازدید