اپیدمی خدمت به خلق

352rcxy.jpg2m44pqp.jpg

 در خبرها شنیدم 230000 نفر برای شوراهای شهر و روستا ثبت نام کرده بودند واقعآ آفرین گفتم برای این همه هم وطن مخلص که همه به شوق خدمت رسانی بسیج شده بودند و از سر و کول هم بالا می رفتند و هرزگاهی هم سر هم را زیر آب می کردند از هر ترفندی هم برای خدمت به خلق استفاده می کردند از گرفتن عکسهای هنری یا فوق هنری و مانکنی گرفته تا اهدا مبالغی به خبرنگاران برای قرار دادن در تیتر اخبار و شام و نهارهای "رای پارتی"1 و خلاصه هر نوعی که شما تصور کنید اصلآ انتخابات باعث افزایش خلاقیت جماعت مردم دوست می شود حالا حساب کنید این بندگان مخلص که فکر و ذکری هم جز خدمت به هم نوعان خود ندارند اگر حداقل نفری 5 میلیون خرج تبلیغات کرده باشند( که خیلی بیشتر از اینهاست ولی خوب ما هم به جیب خودمون نگاه کردیم فکر کردیم رقم درشتی گفتیم) می شود1150000000000  بله درسته این همه صفر خرج تبلیغات خدمت به خلق شده حتی خواندن عددش هم مشکل است وقتی ضرب و تقسیم می کردم برای من هم غیر قابل باور بود هزار و صد و پنجاه میلیارد تومان هزینه تبلیغات شورای شهر و روستا حالا حساب کنید هر کدام که به شورا راه پیدا کرد می خواهد چندین برابر هزینه تبلیغاتش را از از جیب ملت در آورد و پیدا کنید چه حق خوری ها و حلال و حرام هایی که نمی شود اگر جماعت مبتلا به بیماری " خدمت به خلق و تنفر از پست و مقام "همین رقم هزارو صدو پنجاه میلیارد تومان را خرج شهر و روستاهایشان می کردند بسیاری از مشکلات همین شهر و روستاها حل می شد بدون اینکه آنهمه رنج خدمت را هم بکشند .تو این خدمتگزاران اصولگرا و اصلاح طلب و روایح معطر و ... که هر کدام از اعضا به نحوی خلاقانه در کسب آرا سر و دست می شکستند یه چیز خیلی دلم را به درد آورد من بعد از ماجرای بم  و حراج مدالهای جهانی توسط هادی ساعی،ایشان را انسانی والا می دانستم و شخصآ به ایشان علاقه خاصی داشتم وقتی فهمیدم کاندید شورای شهر شده اند و دیدم از شهرتشان دارند استفاده می کنند نظرم عوض شد اما چیزی که برایم دردناک بود این که دیدم در سوابق اجراییشان نوشته بودند " عضو کمیته ستاد بحران زلزله بم ( فروش مدالهایشان در زلزله بم) " یعنی فروش مدالها را یک کار اجرایی در نظر گرفته بودند و اولین دروغ  را هنوز وارد این عرصه نشده گفتند و وای به حال بعد این که در بین سیاسیون اسم و رسمی پیدا کنند .فروش مدالها برای زلزله زدگان که رنگ و بویی آسمانی داشت حالا دیگر زمینی شده و می رود تا در جهان سیاست زیر زمینی شود .هر وقت هادی ساعی مسابقه داشت با هر مسابقه اش دست به دعا می شدم و با هر مدالش غرق غرور از اینکه اینهمه قدرت و انسانیت در یک هموطن جمع شده اما این بار فرق داشت برد و باختش برایم مهم نبود شاید بیخود هم نبود که دارنده مدالهای طلای المپیک و جهانی در آسیا اصلآ مدال نیاورد شاید هم برنز آورد دیگر برایم فرقی نمی کند .اشتباه نکنید فکر نکنید که چون در گروه اصلاح طلبان به پیروزی رسیده و من طرفدار احمدی نژادم این حرفها را می زنم .اصلاح طلب برای ساعی یک برچسب است و ایشان از نظر سیاسی اصلآ در حد و اندازه جناحی بودن و اصولگرا یا اصلاح طلب بودن نیست .دلتنگی من از ابهت شخصیتی بود که شکسته شد .خدا کند به سر رضا زاده نزند از این کارها کند.

رای پارتی: میهمانی که در ایام انتخابات گرفته می شود و به میهمانان شام و نهار خورانیده می شود تا باشد که نمک گیر شوند و چون نشوند به آنان دینارهایی اهدا می شود باشد که دینار گیر شوند و به میزبان رای فراوان گسیل دارند ( لغت نامه انتخاباتی رای آبادی ) 

/ 2 نظر / 4 بازدید
مصائب

آقا سروش از نوشتنت بسيار خرسندم.اميدوارم مطالب بيشتری بنويسيد.

mehr

شما کرمانشاهی هستيد ؟؟؟؟